الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

271

تفسير مجمع البيان (فارسى)

است براى اينكه قول خدا ، يحسب دلالت مىكند بر آن و مردن گرچه پيش تمام مردم معلوم و مسلّم است امّا اين مطلب را فرمود ، براى اينكه عمل و كار او عمل كسى بود كه آرزو ميكرد هميشه در دنيا زنده بماند . و بعضى گفته‌اند : اخلده به معناى ايجاب كردن خلود است و اين چنان است كه گفته مىشود ، هلك فلان آن گاه كه سبب هلاكت را ايجاد كرد گرچه بعدا هم هلاك نشود ، سپس فرمود : ( كَلَّا ) نه چنانست كه او فكر ميكرد مالش به او خلود و ابديّت ندهد و براى او باقى نماند ، و بگفته بعضى امر چنان كه او خيال ميكرد نيست و به گفتهء بعضى حقا چنين نيست . ( لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ) يعنى هر آينه البتّه افكنده و انداخته ميشوند البتّه كسى را كه تعريف كرديم در حطمه و آن يكى از نامهاى جهنّم است مقاتل گويد : و آن خورد مىكند و ميشكند استخوان و مىخورد گوشت‌ها را تا حمله بر دلها مىكند ، سپس فرمود : ( وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ ) چه چيز تو را دانا كرد كه حطمه چيست ؟ براى بزرگداشت امر آن آن گاه تفسير كرد آن را بقولش : ( نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ) يعنى آتش برافروخته ، خدا آن را به خودش اضافه فرمود ( نارُ اللَّهِ ) تا دانسته شود كه آن مانند آتشهاى ديگر نيست سپس آن را توصيف كرد به اينكه همواره افروخته و روشن است . ( الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ) يعنى بر دلها مسلّط مىشود تا اينكه درد و سوزش آن را بدل برساند . و بعضى گفته‌اند يعنى اين آتش از باطن شروع كرده تا به ظاهر برسد